در حال خواندن
نقلقولها ۲۷
«اورسولا نگران نشد. گفت: ما از اینجا نمی رویم. همینجا می مانیم، چون در اینجا صاحب فرزند شده ایم. خوزه آرکادیو بوئندیا گفت: اما هنوز مرده ای…»
«گذشته دروغى بيش نيست و خاطره بازگشتى ندارد و هر بهارى كه میگذرد، ديگر برنمیگردد و حتى شديدترين و ديوانه كننده ترين عشقها نيز ح…»
«برای عشق مبارزه کن، ولی هرگز گدایی نکن...»
«قلب، خاطرات بد را کنار میزند و خاطرات خوش را جلوه میدهد. و درست از تصدیق همین فریب است که میتوانیم گذشته را تحمل کنیم!»
«زمان نمیگذرد، بلکه فقط تکرار میشود...»
«هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران...»
«دقایقی در زندگی هست که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی او را از رویاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی...»
«در زندگی مان از یک جایی به بعد به همهچیز و همهکس بیاعتنا میشویم دیگر نه از کسی میرنجیم و نه به عشق کسی دل میبندیم...»
«خاطراتی که آدمهایش رفتهاند دردناکند، ولی خاطراتی که آدمهایش حضور دارند اما شبیه گذشته نیستند به مراتب دردناکترند.»
«دوستت دارم، نه بخاطر شخصیت تو بلکه بهخاطر شخصیتی که من هنگام با تو بودن پیدا میکنم.»
«تنهاییِ آدمها بزرگه، خیلی بزرگ، شایدم به وسعت یک دریا است؛ اما برای پُر کردنش، یک لیوان محبت کافیست.»
«مردها چهقدر عجیبند! از یک طرف تمام عمر خود را به جنگ با کشیشها میگذرانند و از طرف دیگر کتاب دعا هدیه میدهند.»



